جنبشهای اجتماعی
- توضیحات
- نوشته شده توسط تراب حق شناس
- دسته: فلسطین
رادیو پژواک: مصاحبه با تراب حق شناس
درگذشت ياسر عرفات و تأثير آن بر جنبش مقاومت فلسطين
ونکوور (کانادا)، ۲۲ نوامبر۲۰۰۴
- توضیحات
- نوشته شده توسط آلن گرش
- دسته: فلسطین
اميد زندهء فلسطينی ها![]()
سردبير لوموند ديپلماتيک
سايت اينترنتی لوموند ديپلماتيک، ١٢ نوامبر ٢٠٠٤
ترجمه : بهروز عارفی
پرزيدنت ياسر عرفات که در روز پنجشنبه ١١ نوامبر درگذشت، مظهر آرمان فلسطينی ها برای ايجاد دولتی ملی و مستقل باقی خواهد ماند.
ياسر عرفات در ٢٤ اوت ١٩٢٩ در قاهره متولد شد و بيشتر دوران کودکی اش را در آن شهر گذراند. او قطعاً فلسطينی است زيرا از طرف خانوادهء پدری به خاندان پرنفوذ الحسينی منسوب است. او در سال ١٩٤٨، دانشگاه قاهره را ترک کرده به نبرد در فلسطين پيوست. پس از شکست، ابتدا به غزه پناهنده شد و در سال ١٩٥٠ به قاهره بازگشت و تحصيلات عالی را تا کسب درجهء مهندسی ساختمان ادامه داد. او سپس برای کار به کويت رفت و در آن کشور، جنبش آزادی بخش ملی، الفتح را بنياد نهاد. (الفتح وارونهء حروف اول حرکه التحرير الوطنی الفلسطينی است.). اين سازمان بر اهميت نقش مرکزی فلسطينی ها برای آزادی وطن شان انگشت گذاشته نسبت به رژيم های عرب، بديدهء بی اعتمادی می نگريست. اين بينش عرفات و همرزمانش توضيحی است بر روابط پيچيدهء آتی جنبش فلسطين با پايتخت های مختلف خاورميانه. از سوی ديگر، شکست مصر، سوريه و اردن از اسرائيل در ژوئن ١٩٦٧اوضاعی بوجود آورد، که ضرورت مبارزات مسلحانهء مستقل فلسطينی ها را تأييد ميکرد. ياسر عرفات، نيرومند از وجههء فدائيان فلسطينی، به رهبری هيئت اجرائی سازمان آزادی بخش فلسطين (ساف) به دست گرفت. ساف حاصل اتحاد گروه های مختلف فلسطينی (جبههء خلق برای آزادی فلسطين به رهبری جورج حبش، جبههء دموکراتيک برای آزادی فلسطين به رهبری نايف حواتمه، گروه صاعقه - وابسته به سوريه و غيره) بود.
بدون وارد شدن در جزئيات زندگی نامهء رهبر فلسطين، يادآوری دستاوردهای بزرگ پيکار وی اهميت دارد. ياسر عرفات موفق شد سازمان آزادی بخش فلسطين را به مثابه تنها نمايندهء خلق فلسطين بشناساند و از اين سازمان، مظهری بسازد برای اتحاد و آرزوی استقلال يک خلق؛ او موفق شد تا به قضيه فلسطين تولدی دوباره دهد و به رغم همهء توطئه های نابود کننده، چه از سوی اعراب (سپتامبر سياه ١٩٧٠ در اردن، مداخلهء سوريه در لبنان در ١٩٧٦) و چه اسرائيل، آن را بر روی نقشهء سياسی خاورميانه تثبيت نمايد.
علاوه بر آن، ياسر عرفات نخستين رهبر فلسطينی بود که واقعيت شرايط حاصل از ايجاد دولت اسرائيل و حضور چند ميليون شهروند اسرائيلی را درک کرد. او که از سال ١٩٦٨ به وجود يک دولت واحد دموکراتيک برای همزيستی يهودی ها، مسلمانان و مسيحيان معتقد بود، پس از سال ١٩٧٤ برای ايجاد يک دولت فلسطينی در کنار دولت اسرائيل موضع گرفت. او موفق شد که ساف و مردم خويش را نسبت به لزوم اين مصالحه قانع نمايد.
امضای قراردادهای اسلو در ١٣ سپتامبر ١٩٩٣، روشن کرد که ياسر عرفات حاضر به شرکت در روند مذاکرات و راه حل سياسی است. او به غزه بازگشت و حکومت خودمختار فلسطين را بنياد گذاشت و در فوريه ١٩٩٦ در يک انتخابات عمومی به رياست آن انتخاب شد. گرچه مديريت او بر تشکيلات حکومتی و امنيتی فلسطين، سختی و اغلب بدرستی، مورد انتقاد واقع شده، اما اين رياست، او را از هدف اصلی اش، يعنی خروج ارتش اسرائيل از سرزمين های اشغال شده، منحرف نساخت. او در طول سال ها، تلاش کرد که در گيرودار بدخواهی های اسرائيل (ادامهء مستعمره سازی، تأخيردراجرای پيمان های عقب نشينی و غيره ) و خشم فزايندهء خلق خود ( که رشد قوی جنبش حماس واکنشی بر آن است) امور را به پيش ببرد.
برخلاف ديدگاه رايج برخی تبليغات اسرائيلی، در مذاکرات سران در کمپ ديويد در ژوئيه ٢٠٠٠، ياسر عرفات آنچه را که «پيشنهاد سخاوت مندانه»ء ايهود باراک ميگويند رد نکرد. در حقيقت، در طرح باراک، اسرائيل ده درصد سرزمين های کرانهء باختری رود اردن و بخش مهمی از بيت المقدس شرقی (عرب نشين) را برای خود حفظ ميکرد و در مورد مسئلهء پناهندگان هم سکوت می نمود. اين مطلب را ناظرين بسياری از جمله آمريکائيهايی که در مذاکرات حاضر بودند، تأييد کرده اند. ( به مقالات لوموند ديپلماتيک در مورد اين موضوع مراجعه کنيد). درست است که آقای عرفات در اداره شرايط حاصل از شکست کمپ ديويد ، گاهی دچار لغزش شده و نيز در ارزيابی ها دچار اشتباه گرديد، اما مسئوليت اصلی فروپاشی روند صلح بر دوش اسرائيلی ها و آمريکائی هاست که تشکيل دولت فلسطين بر کل سرزمين های کرانهء باختری رود اردن و غزه و پايتخت آن بيت المقدس شرقی را نپذيرفتند.
آغاز انتفاضهء دوم در پايان سپتامبر ٢٠٠٠، گواهی بر خشم اهالی فلسطين است. انتخاب آريل شارون در فوريه ٢٠٠١، افزايش سريع خشونت، نابودی همهء زيربنای سياسی و مدنی فلسطين، سوءقصدهای انتحاری و غيره را تقويت کرد.
ياسر عرفات محصور و محبوس درساختمان مقاطعه، مظهر مقاومت فلسطينی ها در برابر سياست های تحميلی و يک جانبهء آريل شارون، در ماه های اخير بود. او نماد روحيهء مقاومتی بود که به رغم تحمل رنج های وحشتناک، به خلق فلسطين حيات بخشيده است.
آيا امکان راه اندازی دوبارهء روند صلح وجود دارد؟ آقايان شارون و بوش بارها تکرار کرده اند که ياسر عرفات مانع اصلی برای صلح است. دراين صورت و با اين منطق، بايد اکنون شاهد راه حلی سريع باشيم. آيا اين دو رئيس دولت در اين راه گام برخواهند داشت؟ برای رسيدن به اين هدف، بايد که اين دو، تنها شرط برقراری صلح عادلانه را بپذيرند. و آن ايجاد دولت مستقل فلسطين بر روی تمامی سرزمين های اشغالی از سی و پنج سال تا کنون است.
- توضیحات
- نوشته شده توسط آمنون کاپليوک
- دسته: فلسطین
ترجمه بهروز عارفی![]()
بدنبال وخامت وضع سلامتی ياسر عرفات، رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين ، او با هواپيمايی که رئيس جمهوری فرانسه برای انتقال وی فرستاده بود عازم پاريس شد و بعدازظهر جمعه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۴ در يک بيمارستان نظامی واقع در حومهء جنوب غربی پاريس بستری گشت.
ياسر عرفات، از روز ۳ دسامبر ۲۰۰۱ در مقر فرماندهی خود در ساختمان مقاطعه (رام الله) عملاً زندانی بوده و دولت اسرائيل، برخلاف کليه ی قوانين بين المللی و قراردادهای بين اسرائيل و فلسطين، از خروج وی جلوگيری ميکرد.
مطبوعات فرانسه، به رغم انتقاداتی که بر وی وارد می کنند، در اين نکته با هم، هم زبانند که «عرفات مظهر مبارزهء خلق فلسطين» است. آنان اعتراف می کنند که هر زمان که گمان می رود که «وی در بدترين شرايط به سر می برد، او باز هم اهميت بيشتری می يابد».
عرفات در ۴ اوت ۱۹۲۹ در بيت المقدس بدنيا آمد. در ۱۹۴۸ در پی ايجاد دولت اسرائيل، ابتدا به غزه و سپس مصر پناهنده شد. او در آن کشور به تحصيل رشتهء مهندسی پرداخت و سپس برای کار روانهء کويت گرديد. در اين امير نشين بود که در سال ۱۹۵۹سازمان الفتح را بنياد نهاد و از آن پس به ابوعمار مشهور شد. سازمان وی در اول ژانويه ۱۹۶۵مبارزهء مسلحانه را با اسرائيل آغاز کرد. عرفات در فوريه۱۹۶۹ به رياست هيئت اجرائی سازمان آزادی بخش فلسطين انتخاب شد. در سال ۱۹۷۴، در کنفرانس سران عرب در تونس، ساف به عنوان تنها نمايندهء مشروع خلق فلسطين شناخته شد و در نوامبر همان سال، عرفات به عنوان نماينده ی خلق فلسطين در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد و گفت که در يک دست شاخه ی زيتون و در دست ديگر سلاح دارد. حمله ی اسرائيل به لبنان در سال ۱۹۸۲ باعث خروج عمده ی نيروهای فلسطينی از اين کشور شد.
تا زمانی که مذاکرات مخفی با اسرائيلی ها در اسلو صورت گرفت، جنبش مقاومت فلسطين روزهای سختی را پشت سر گذاشته بود (سپتامبر سياه در اردن در ۱۹۷۰،حملهء ارتش اسرائيل به لبنان و فاجعهء کشتار صبرا و شتيلا در ۱۹۸۲ در اين ميان جای ويژه ای دارد).
در ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۳، دست دادن تاريخی عرفات- رابين در کاخ سفيد واشينگتن دورهء جديدی از روند مذاکرات ميان اسرائيل - فلسطين را گشود. عرفات در ژوئيهء ۱۹۹۴ به خاک فلسطين بازگشت و دولت خودمختار فلسطين را تشکيل داد. اما با قتل رابين توسط يک يهودی وابسته به گروه های دست راستی، و خودداری اسرائيل از تخليه ی سرزمينهای اشغالی، آنچه به نام روند صلح خوانده ميشد سير نزولی پيدا نمود. در سپتامبر ۲۰۰۰، پس از شکست مذاکرات کمپ ديويد، و بدنبال بازديد تحريک آميز آريل شارون از صحن مسجد اقصی در بيت المقدس، انتفاضهء دوم آغاز گشت.
ده ماه بعد، مقر عرفات در رام الله تحت محاصرهء نيروهای اسرائيلی قرار گرفت. او عملا در اين ساختمان زندانی بود. با اينکه عرفات در ۱۹۹۶، در يک انتخابات عمومی آزاد از سوی مردم فلسطين به رهبری برگزيده شده بود، دولت جورج دبليو بوش از ژوئن ۲۰۰۲ عرفات را بايکوت کرده، از ارتباط با وی خودداری نمود. در اين مدت، تنها معدودی از مقامات کشورهای غربی از او ديدار کردند. در تابستان گذشته، شارون از پذيرفتن وزير خارجهء فرانسه، بدليل ديدار عرفات خودداری کرد. آنچه در کليهء اين مراحل متوقف نشده مبارزهء حق طلبانهء ملت فلسطين واز يکسو و سرکوبهای مستمر اسرائيل و اشغال و تخريب فلسطين از سوی ديگر است.
به مناسبت بيماری پرزيدنت عرفات، رئيس هيئت اجرائی سازمان آزاديبخش فلسطين و رئيس تشکيلات خودمختار فلسطين و لحظات سختی که به همين دليل مردم فلسطين و دوستان و همراهان اين ملت می گذرانند به معرفی کتابی می پردازيم که آمنون کاپليوک Kapeliouk Amnon روزنامه نگار اسرائيلی و همکار لوموند ديپلوماتيک در بارهء زندگی ياسر عرفات نوشته است:
پاريس ۲۹ اکتبر ۲۰۰۴
عرفات، سازش ناپذير
ياسر عرفات از نادر مردان سياسی معاصر است که کمتر کسی ميتواند در مورد او بی تفاوت بماند. بی دليل نيست که تعداد کتاب ها و زندگی نامه هائی که دربارهء وی و مبارزهء طولانی اش نگارش يافته، از همان اهميتی بر خوردار است که زندگی نامه ء شخصيتهای بزرگ قرن بيستم نظير دوگل، لنين، چرچيل و ... کتاب جديدی که نويسنده و روزنامه نگار اسرائيلی-فرانسوی، آمنون کاپليوک به زندگی نامه عرفات اخنصاص داده، يک زندگی نامهء ساده نيست. او بيش از تاريخ فلسطين و اشغال آن، مبارزه و مقاومت ملتی را از لابلای مراحل زندگی عرفات به نگارش درآورده است که درميان سختی ها پيکار کرده ولی تسليم نشده است. کتاب کاپليوک به زبان فرانسه نوشته شده و ترجمهء آن به زبان های انگليسی – عربی در دست تهيه است.
اين کتاب در رسانه های گروهی، انعکاسی در خور يافته و در اينجا گوشه هائی از آن را می آوريم: لوموند (ويژه کتاب ) ( جمعه ۲۰ فوريه ۲۰۰۴) در معرفی کتاب می نويسد: « موضوع به وسعت يک اقيانوس» است و کتاب ثمرهء «۴ سال کار که به قول نويسنده می توانست حتا خيلی بيشتر طول بکشد». اين کتاب که در اکتبر ۲۰۰۳ پايان يافته، توسط نويسنده ای نگارش يافته است که «شايد تنها زندگی نامه نويس عرفات باشد که از سال ها پيش، روز به روز، مسائل مربوط به کشمکش اسرائيل – فلسطين را دنبال کرده است.»
نويسنده از ورای زندگی نامه عرفات، نيم قرن تاريخ مقاومت فلسطين را ورق زده است. منتقد ادبی لوموند معتقد است :« کتاب جزئيات زيادی را نقل ميکند که تا کنون ناگفته مانده بود» (...) ، و از خلال زندگی عرفات ، تاريخ جنبش ملی فلسطين، کشمکش اسرائيل – فلسطين و بازتاب های آن را موشکافی کرده است».
از ديد کاپليوک، عرفات «دارای نوعی حس ششم در برابر خطر است» و شايد به همين جهت توانسته از سوءقصدهای بيشماری جان سالم بدربرد. وی «مردی رزمجو، پراگماتيک، تعادل گرا، و عموماً دورانديش» بوده «توازن قوا در سطح منطقه ای و جهانی»را در نظر دارد. «ايمان او به آرمانش و نيز قابليت های وی بارها به ياری او شتافته» و شخصيت او به «جنبش ملی فلسطين دوام بخشيده»، تلاش های او «موجب شناسائی اين جنبش و حقوق خلق فلسطين در سطح جهانی شده است.» . کاپليوک می نويسد « بندبازی و شم سياسی وی هميشه به سود او تمام نشده است و به ويژه از زمانی که در فلسطين و در رأس تشکيلات خودمختار» مستقر شده است. از دو سال پيش که دولت اسرائيل او را در رام الله عملا «زندانی»کرده، «اجحاف ها و رفتارهای تحقيرآميز اسرائيل، چون پتک بر سر او و خلق اش فرود آمده است. نااميدی ها، ممنوعيت ها و رنج های پس از شکست نويدهای صلح (پس از ۱۹۹۳)،بر نارضايتی و سرخوردگی ها افزوده است.
گروهی از ناظرين سياسی، تقصير اين وضع را متوجه «بيکفايتی و فساد» تشکيلات ميدانند،اما فراموش می کنند که سياست های تجاوز کارانهء دولت اسرائيل عملا او تشکيلات خودگردان را فلج کرده است. «رقيبان وی به ويژه اسلام گرايان، نهايت استفاده را از نارضايتی های مردم کرده اند.» اما کنار گذاشته شدن عرفات از سوی اسرائيل و آمريکا، همبستگی مردم را با او خلل ناپذير کرده است.»
او در باد و طوفان همچنان ايستاده است و اين امر «عنوان کتاب را موجه می سازد». نويسنده برای رفتار عرفات توضيحاتی و دست کم توجيهاتی می يابد.
کاپليوک «جنگ روانی، عليه عرفات را افشا می کند. او اخيرا در يک کنفرانس مطبوعاتی گفت: « تنها، اسرائيل، ايالات متحده و چند محفل اروپائی عليه عرفات يک جنگ روانی در پيش گرفته اند (...) باقی جهان، برعکس، روش برخورد آمريکا و اسرائيل را با او محکوم می نمايند.»
مجلهء اکسپرس (۱۶ فوريه ۲۰۰۴) در مصاحبه ای با کاپليوک، از او می پرسد « آيا اين زندگی نامهء تحسين آميز از عرفات، چون کتاب پيشين تان: «گزارش يک کشتار» که پس از تراژدی صبرا و شتيلا منتشر ساختيد، اسرائيل را تکان نخواهد داد؟» نويسنده پاسخ ميدهد: «من آنچه را که باور دارم ميگويم، و وظيفهء مطبوعاتی ام را انجام ميدهم. تنها خطای من شايد، گفتن حقيقت پيش از ديگران است و اضافه کنم که من عرفات را ستايش نمی کنم. من اين مرد را بسيار خوب می شناسم و به او توجه دارم. زيرا او در سختی ها و خوشی ها، مظهر خلق فلسطين است . نه ميشود قابليت هايش را منکر شد و نه پراگماتيسم استثنائی اش را.»
مورخ معاصر فرانسوی، ژان لاکوتور (زندگی نامه نويس شارل دوگل) در مجلهء نوول اوبسرواتور ( ۴ مارس ۲۰۰۴) در نقد کتاب زندگينامه ی عرفات می نويسد : «کتاب در مورد تجربه ها و مصائبی که عرفات از آنها سربلند بيرو ن آمده، عالی است.» لاکوتور به سطوری از کتاب در مورد خيانت های اعراب [نسبت به فلسطين و اعراب] اشاره کرده می افزايد: «به رغم شانه خالی کردن های « دوستان»اش و قاطعيت سرسختانهء دشمنان اش، او از همهء تله ها سالم در رفته و از بيست سوءقصد جان سالم بدر برده است» و پند های محتاطانه «عبد الناصر» و «خيانت»های ساداتی و اردنی را تجربه کرده و از اين هم بيشتر، او از جنگ لبنان هم که فقط يک در هزار بخت زنده ماندن داشت، سالم بيرون آمد. او بهتر از «سازش ناپذير» و «تسخيرناپذير» است. او «غرق نشدنی » است.
برنامهء معرفی کتاب راديو فرانسه (۶ فوريه ۲۰۰۴) به زوايای ديگری از کتاب مزبور توجه می کند و آن را پرارزش ارزيابی کرده ميگويد: « نويسنده بيش از دويست بار با «رئيس» ديدار کرده و نيز با ده رهبر فلسطينی ديگر. عرفات برای اين کتاب از «اسرار سياسی پرده برميدارد». نويسنده معتقد است که «عرفات برخلاف ديگر مسئولين فلسطينی، نسبت به تيره بختی های مردم يهودی بسيار حساس است و هميشه علاقمند به کسب اطلاع است.»
مجری برنامه به دامنهء وسيع تبليغات ضدعرفات در ماه های اخير اشاره کرده و از کاپليوک نقل ميکند «زشت نشان دادن چهرهء عرفات به ارادهء بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل در ۱۹۹۷ شروع شد. او که نميخواست قرارداد اسلو را به اجرا گذارد، راه توطئه عليه شخصيت عرفات را در پيش گرفت» ولی کاپليوک نقش باراک را نيز فراموش نمی کند. : « در کامپ ديويد (سال ۲۰۰۰) باراک کوچکترين امتيازی در مورد بيت المقدس و پناهندگان نداد و بيل کلينتون به عرفات «خيانت» کرد».
به عقيدهء کاپليوک «بازديد آريل شارون از صحن مسجد اقصی موجب آغاز انتفاضه دوم گرديد و باراک به رغم اخطار عرفات، کوچکترين اقدامی برای مخالفت با اين کار انجام نداد.».
روزنامهء «اومانيته» در شمارهء ۵ فوريه ۲۰۰۴، در مقاله ای با عنوان « عرفات به روايت آمنون کاپليوک» از کتاب به عنوان « زندگی نامهء شگفت انگيز رهبر فلسطين» و «کتاب استثنائی» ياد می کند.
اومانيته در ميان مطالب چشمگير کتاب، مصاحبه کاپليوک با عرفات در روز ۹ اوت ۱۹۸۲، چندی قبل از کشتار صبرا و شتيلا را انتخاب کرده است. اين مصاحبه در يک پارکينگ زيرزمينی، در حالی که محل ملاقات در نتيجهء بمباران می لرزيد، انجام شده است.
اومانيته با نگاهی به زندگی خود نويسنده، از زبان او می نويسد که «او در فلسطين در محله ای که يهودی ها و عرب ها کنار هم ميزيستند» بزرگ شده و پدر او از «دوستان فراوان عرب در خانه اش پذيرائی ميکرده». نويسنده، اين همزيستی را در راستای زندگی عرفات توصيف می کند. از کودکی عرفات در بيت المقدس و سفر مکرر او به قاهره می نويسد و نيز از تأثير وقايع جنگ جهانی دوم بر روحيهء او و سپس، مهم تر از همه، از النکبه (يعنی فاجعه ی ايجاد دولت اسرائيل بر سرزمين فلسطين) صحبت ميکند. کاپليوک می نويسد که زندگی عرفات در مصر، با مبارزهء افسران آزاد و نيز اخوان المسلمين جهت کسب قدرت هم زمان بود و شايد به خاطر وقايع آن زمان است که عرفات همواره کوشش کرده، اين دوقطب متضاد يعنی اسلام گرائی و ناسيوناليسم عرب را ... با هم آشتی دهد.
نويسندهء اومانيته، مانند ديگر «منتقدان» اين اثر در مطبوعات، از پيشگفتار کتاب به قلم نلسون ماندلا ياد ميکند. ماندلا در مقدمهء تحسين آميز خود، به نقش عرفات در قرار دادن مسئلهء فلسطين در دستور کار جامعهء بين المللی و ارتقاء خلق فلسطين از وضعيت پناهنده تا حد يک «ملت کامل» اشاره کرده مينويسد: « شرايط سختی را که در دوسال گذشته در رام الله بر وی تحميل کرده اند، بيش از اين که او را تحقير نمايد، آنانی را که مسبب اين وضع هستند، بی آبرو می کند... پرزيدنت عرفات برای ابد، نماد قهرمانی برای تمام خلق های جهان که در راه عدالت و آزادی مبارزه می کنند، خواهد بود.»
اريک رولو (نويسنده و سفير سابق فرانسه) در لوموند ديپلوماتيک آوريل ۲۰۰۴ می نويسد:
« بزرگداشت نلسون ماندلا، بدون ترديد خطاب به مردی است که جامعهء بين المللی – به استثنای اسرائيل و ايالات متحده – به عنوان رهبر قانونی خلق فلسطين می شناسد، جامعه ای که توجهی به چهرهء منفی ای که ده ها سال است جناح راست توسعه طلب اسرائيل از عرفات ترسيم و تبليغ می کند، معطوف نمی سازد.
رهبران ديگری چون اينديرا گاندی، برونوکرايسکی، اولف پالمه، فيدل کاسترو، لئوپولد سنگور، هواری بومدين که همسان با ماندلا به او ارج می نهادند، ميدانستند که منظور از لجن پراکنی استعمارگران رد هر گونه مذاکره با جنبش های آزادی بخش ملی است.
کاپليوک از اشتباهات عرفات در طول عمر سياسی دراز او نيز ياد ميکند، اما اهميت بيشتری به توانائی های رهبر فلسطينی ميدهد.
اولين تماس های عرفات با شخصيت های اسرائيلی به سال ۱۹۷۶ بر ميگردد که با ابتکار پی ير مندس فرانس و هانری کوريل (متفکر کمونيست) صورت گرفت. در سال ۱۹۸۸، به پيشنهاد عرفات، سازمان آزادی بخش فلسطين حق موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته قطع نامه ۲۴۲ شورای امنيت را پذيرفت.
کاپليوک به روشنی توضيح می دهد که اين رهبر «سازش ناپذير» بر سر آرمان های اساسی خلق خود کوتاه نخواهد آمد. آرمان هائی که در تشکيل دولتی مستقل در سرزمين های کرانهء باختری رود اردن و غزه که پايتختش بيت المقدس باشد و شناسائی اصولیٍ حق بازگشتٍ پناهندگان خود را نشان ميدهند.»
ماندلا اظهار اميدواری می کند که کتاب کاپليوک «به درک احترام و علاقه ای که تمام فرهيختگان برای او قائل اند ياری رساند.»....
ARAFAT, L’IRREDUCTIBLE
D’ Amnon KAPLEIOUK
Préface : Nelson Mandela
Edition Fayard, 541 pages
- توضیحات
- نوشته شده توسط تراب حق شناس
- دسته: فلسطین
رادیو برابری: مصاحبه با تراب حق شناس
پيرامون نقش ياسر عرفات در جنبش فلسطين
- توضیحات
- نوشته شده توسط يوری آوانيری
- دسته: فلسطین
همه از جنگ بعدی صحبت می کنند. پربيننده ترين کانال تلويزيونی هم برنامه های مفصلی دربارهء آن پخش می کند. منظور نه جنگ با اعراب است، نه تهديد جنگ اتمی ايران و نه درگيری های خونين روزمره با فلسطينی ها. صحبت از جنگ داخلی آينده است..
تا همين چند ماه پيش، چنين حرفی چرند و نامعقول می نمود، اما ناگهان به صورت امری ممکن و حتی واقعی درآمده است. اين نه فيلی ست که رسانه های گروهی به پا کرده باشند، نه يکی ديگر از مانورهای سرگرم کنندهء سياسی شارون است و نه باجگيری جديد کولون ها (مهاجران و مستعمره نشنيانان)، بلکه واقعيتی ست روی زمين.
در ملاقات های وزيران، در جلسات کنيست (پارلمان اسرائيل)، در برنامه های مستقيم تلويزيونی، در سرمقاله ها و ستونهای خبری روزنامه ها، همه جا صحبت از آن در ميان است.
رئيس ستاد ارتش اخطار کرده است که ارتش ممکن است تنها بماند. يکی از وزرا می گويد که موجوديت اسرائيل در خطر است و وزير ديگر پيش بينی می کند که يک حمام خون از نوع جنگ داخلی اسپانيا در راه است.
شين بت [سازمان اطلاعاتی اسرائيل] به آرامی (که چندان هم آرام نيست)، احتياطات لازمه را به کار می گيرد. به زندانها دستور داده شده است که خود را برای پذيرش تعداد انبوهی از زندانيان آماده کنند. فرماندهی ارتش طرحی برای فراخواندن ۱۰ هزار سرباز ذخيره آماده می کند و در اين انديشه است که در صورت لزوم چه قدم هايی را بايد بردارد.
آری اين يک تهديد واقعی ست.ممکن است به نظر برخی برسد که چنين خطری از هيچ جا به چشم نمی خورد، ولی کسی که چشم داشته باشد درک می کند که دير يا زود رخ خواهد داد.
بذر جنگ داخلی زمانی اقشانده شد که نخستين کولونی (شهرک مهاجرنشين يا مستعمره) در سرزمين های اشغالی برپا گرديد. در آن زمان، من خطاب به نخست وزير وقت، در کنيست گفتم: «شما داريد مين می کاريد. روزی مجبور خواهيد شد که مين ها را جمع کنيد. بگذاريد من به عنوان يک سرباز قديمی به شما اخطار کنم که جمع کردنِ مين از زمين های مين کاری شده کار تلخ و دشواری ست«.
از آن زمان به بعد، صدها نوع از اين مين ها کاشته شده و زمين های مين کاری شده هنوز هم گسترش می يابد.
اين فرآيند را دسته های مذهبی آغاز کردند. هدف اعلام شدهء آنان، آنطور که خود گفته و هرگز از تکرار آن خسته نشده اند اين است که اعراب را از سرزمين هايی که خداوند به يهوديان وعده کرده بيرون کنند. آنطور که يکی از اينان چند روز پيش در تلويزيون به ما يادآوری کرد، سرزمينی که خداوند به ما وعده داده نه »فلسطين« تحت قيمومت بريتانيا [رسماً از ۲۳ سپتامبر ۱۹۲۳ تا ۱۵ مه ۱۹۴۸]، بلکه سرزمين موعودی ست شامل اردن، لبنان، بخش هايی از سوريه و سينا. و يکی ديگر با نقل قول از تورات گفت ما به اينجا آمده ايم نه برای اينکه از اين سرزمين ارث ببريم، بلکه برای آنکه ديگران را از ارث بردن از آن محروم کنيم و آنان را از اينجا بيرون بيندازيم. از آن زمانی که شيمون پرز، وزير دفاع وقت، نخستين کولونی (به نام کدوميم) را در وسط يک منطقهء مسکونی فلسطينی ساحل غربی بنا کرد، کولونی ها مانند ملخ همه جا پراکنده اند. کولونی ها به تدريج، زمين و آب را از روستاهای فلسطينی مجاور دزديده، درختها را ريشه کن کرده، راهها را بسته و جاده های تازه کشيده اند که عبور فلسطينی ها از آنها ممنوع است. تقريباً تمام کولونی ها، تأسيساتی تابع خودشان بر تپه های مجاور مستقر کرده اند.
اين چيزی ست که هم اکنون جريان دارد. پس از آنکه شارون رسماً به بوش وعده داد که برخی از اين تأسيسات را از بين ببرد، دهها تأسيسات جديد بر سرِ تپه ها سبز شده اند. همهء وزارتخانه ها فعالانه به تأسيساتی که رسماً غيرقانونی شمرده می شوند ياری می رسانند. نه تنها ارتش از آنها دفاع می کند و در نتيجه سربازان را به بدآموزی می کشاند، بلکه واقعاً به جوانان مستقر بر سرِ تپه ها می گويد کجا برای خود مقرهای جديد برپا کنند و مخفيانه به آنان ياد می دهد که چگونه گشت بزنند.
وقتی ما از وقوع خطر هشدار می داديم به ما می گفتند آرام باشيد و به ما اطمينان می دادند که تنها اقليتی از کولونها از باندهای متعصب تشکيل شده است و اضافه می کردند که اينها البته ديوانه اند و دربرابر هر کوششی برای انتقال از آنجا مقاومت خواهند کرد ولی اين مسألهء مهمی نيست، زيرا اکثريت وسيعی از شهروندان اسرائيل از آنان متنفرند و از آنان به عنوان سکت ياد می کنند.
به ما می گفتند اغلب کولون ها متعصب نيستند. آنها به آنجا رفته اند زيرا دولت ويلاهای گران قيمتی به آنها داده که در خود اسرائيل خوابش را هم نمی بينند. آنها به دنبال »کيفيت زندگی« هستند. وقتی دولت به آنها دستور دهد که از آنجا بروند غرامت می گيرند و می روند.
اين البته يک فريب خطرناک است. همان طور که کارل مارکس گفته است: آگاهی انسانها با موقعيت اجتماعی شان تعيين می شود. طرفداران حزب کار که به دست دولت اين حزب در ساحل غربی و نوار غزه اسکان داده شده اند امروز رفتارشان مثل بدترين پيروان خاخام فاشيست مائير کاهان است.
علاوه بر اينها به ما گفته می شد که حتی غريبه ها دموکراسی اسرائيل را به رسميت می شناسند. هيچکس به روی سربازان ارتش اسرائيل دست بلند نخواهد کرد. زمانی که دولت و مجلس تصميم به تخليهء کولونی ها بگيرند آنها اطاعت خواهند کرد. آنها ممکن است نمايشی از مقاومت درآورند، همان کاری که در سال ۱۹۸۲در زمان تخليهء کولونی های شمال سينا انجام دادند ولی غروب همان روز تسليم می شوند. سرانجام در شمال سينا حتی يک کولون هم از پذيرفتن غرامت سر باز نزد.
اما اين اهانت به کولون ها کم خطرتر از اهانت به اعراب نيست. آنجه همواره پنهان نگاه داشته شده بود امروز آشکار می شود. کولون ها هيچ اهميتی به دموکراسی و نهادهای دولتی نمی دهند. عقايد قلبی شان چنين چيزهايی را رد می کند. وقتی مصوبات مجلس با قوانين مذهبی يهود تضاد داشته باشد، مذهب اولويت دارد. دست آخر اينکه معتقدند کنيست (مجلس) باند فاسدی از سياستبازان است و قوانين ساختهء بشر را نمی توان با کلام مقدس الهی مقايسه کرد.
بسياری از کولون ها هنوز به صراحت چنين چيزی نمی گويند و وقتی چنين رفتاری به آنان نسبت داده شود وانمود می کنند که گويی به آنها دشنام داده شده ولی در واقع با همان عقيدهء قلبی و سرسختانهء خود که قبلاً همهء ماسک هايش را کنار زده اند به چنين مواضعی کشيده می شوند. آنها نه تنها دربرابر سياست دولت، بلکه دربرابر دموکراسی اسرائيل نيز می ايستند و صريحاً می گويند که هدفشان براندازی دولت قانون و جايگزينیِ آن با دولت دينی ست.
دولت قانون ناشی از ارادهء اکثريت است که قوانينی را وضع يا اصلاح می کند ولی دولت مذهبی ناشی از تورات است که در کوه سينا [به موسی] نازل شده و غيرقابل تغيير است. تنها شمار اندکی از خاخام های برجسته می توانند احکام الهی را تفسير کنند. اين البته با دموکراسی ناسازگار است. چنين افرادی را در هر کشور ديگری فاشيست می نامند. رنگ های متفاوت مذهبی تغييری در اين امر نمی دهد.
شورشيان دست راستی مذهبی قوياً بسيج شده اند. بسياری از آنان به کابالا (قبالا يعنی اسرار نهانی تورات)، نه کابالای مد شدهء خانم مادونا، باور دارند که بنا بر آن، يهوديان لائيک امروز، در واقع، همان »آمالکيت ها« هستند که وقتی بنی اسرائيل از مصر اخراج می شدند توانستند بين آنان نفوذ و رسوخ کنند. خداوند نيز همان طور که همگان می دانند، دستور داده است که »آماليک« را از صحنهء زمين پاک کنند. آيا پايهء ايدئولوژيک کامل تری برای جنگ داخلی می توان يافت.
چرا اين امر در لحظهء معين کنونی به صورت تهديدی درآمده است؟ هنوز روشن نيست که آيا واقعاً شارون تصميم دارد معدود کولونی های نوار غزه را برچيند يا نه. ولی به نظر کولون ها حتی فکر برچيدن يک کولونی می تواند آتش خصومت را بين دو دسته موافق و مخالف دامن بزند، چرا که اين امر هرآنچه را که مقدس است مورد حمله قرار می دهد. شارون کوشيد آنان را قانع کند که اين فقط يک فداکاری کوچک است برای نجات ساير کولونی ها، ولی موفق نشد.
کولون ها در تدارک شورش بزرگشان، پرده از امکانات بالقوهء خويش برگرفتند. برجسته ترين خاخام های »جنبش صهيونيستی مذهبی« اعلام کرده اند که تخليهء يک کولونی گناه است و نافرمانی از دستور خداوند و از سربازان خواسته اند که از اجرای فرمان ها امتناع کنند. صدها خاخام از جمله خاخام های کولونی ها و خاخام های يکان های مذهبی ارتش به اين فراخوان پيوسته اند.
صدای مخالفان معدود و اصلاح طلبان مذهبی را خفه کرده اند. اينان آيات تلمود را نقل می کنند که »از قانون مملکت بايد تبعيت کرد« يعنی بايد تابع دولت بود. همان چيزی که مسيحيان معتقدند که آنچه متعلق به قيصر است بايد به قيصر واگذار نمود و غيره، اما چه کسی به اين »خاخام های ميانه رو« گوش فرا می دهد.
تسخير ارتش از درون از مدتها پيش آغاز شد. »قرار و مدار« با مدارس مذهبی گذارده شد تا يکان های جداگانه ای در ارتش داشته باشند و آنان اجازه يافتند که اسب تروای بزرگی به درون ارتش بفرستند. در هر رودررويی بين خاخام ها و فرماندهان ارتش، سربازان وابسته به قرار و مدارهای مذهبی از خاخام ها پيروی می کنند، و از اين هم بدتر، سالها ست که کولون ها به طور سيستماتيک در ردهء افسران ارتش نفوذ می کنند و امروز اسب تروای به مراتب خطرناک تری هستند.
نافرمانی و اعتراض دست راستی ها اصلاً مانند اعتراض و نافرمانی دست چپی ها نيست. نافرمانی دست چپی ها موضعی شخصی ست، حال آنکه نافرمانی دست راستی ها يک شورش دستجمعی ست. در جناح چپ، چند صد نفر هستند که از خدمت نظام در مناطق اشغالی سر باز زده اند، اما در جناح راست، هزاران نفر و حتی دهها هزار نفر برای نافرمانی از خاخام هاشان تبعيت خواهند کرد. همان طور که رئيس ستاد ارتش اخطار کرده ارتش ممکن است چند دسته شود.
کولون ها همراه با همپيمانان شان در اسرائيل که دانشجويان مدارس مذهبی را دربر می گيرد شمارشان ممکن است به حدود نيم ميليون برسد که خود نيروی مهمی برای شورش محسوب می گردد.
کولون ها تا کنون از اين تهديد برای باج خواهی و ممانعت استفاده کرده اند تا فکر تخليهء سرزمين های اشغالی را در نطفه خفه کنند. ولی اگر اين باج خواهی موفق نشود شورش بزرگ، دير يا زود، فرا خواهد رسيد.
ترجمه برای انديشه و پيکار
- توضیحات
- نوشته شده توسط Super User
- دسته: فلسطین
بيش از
۴۰۰۰ نفر در اعتصابغذای خشک!
اعتصاب غذای زندانيان فلسطينی در زندان های اسرائيل که در اعتراض به شرايط غير انسانی، از جمله شکنجهء »قانونی« زندانيان، از روز ۱۵ اوت ۲۰۰۴ آغاز گشته با شرکت نيمی از کل زندانيان که شمارشان به ۸۰۰۰ می رسد ادامه دارد. بسياری از اين زندانيان قرار بوده در ۱۱ سال پيش، طبق قراردادهای اسلو در سال ۱۹۹۳ آزاد شوند! مهمترين خواست ها عبارت است از:
۱- کتک زدن به زندانيان در سلول ها و هنگام انتقال آنان به سلول يا به زندان ديگر و نيز انداختن گاز اشک آور به درون سلول ها فوراَ متوقف شود و نگهبانان با سلاح و دست بر ماشه وارد سلول ها نشوند.
۲- جستجوی کامل بدن هنگام ورود و خروج به سلول فوراً متوقف گردد.
۳- زندان های انفرادی درازمدت که گاه به ماه ها يا سالها می رسد فوراً متوقف گردد.
۴- مصادرهء پول زندانيان، ممنوعيت ملاقات، ادامهء نگه داشتن آنان در سلول به جرم مثلاً سرود خواندن فوراً متوقف شود.
۵- بيماران به نحوی شايسته و فوری مورد معاينه و معالجه قرار گيرند.
۶- زندانيان بتوانند با خانواده هاشان ملاقات داشته باشند. جستجوی لباس و بدن ملاقات کنندگان متوقف شود و زندانيان هر دو هفته يک بار بتوانند از ملاقات برخوردار شوند.
۷- زندانيان بتوانند با هم و نيز با ملاقات کنندگان ارتباط داشته باشند. هم اکنون ديواری شيشه ای يا فلزی حايل وجود دارد که ارتباط و گاه شنيدن صدا را غير ممکن می سازد.
۸- تغذيهء زندانيان بهبود يابد و با نيازهای پزشکی آنان تناسب داشته باشد.
۹- از آنچه زندانيان از خانواده هاشان دريافت می دارند ليست برداری شود و ديگر به سليقه و مزاج مأمورين زندان واگذار نگردد.
۱۰- کودکان زندانی از زندانيان بزرگسال سياسی يا عادی جدا نگهداری شوند. اين اوضاع همه ناقض حقوق بين المللی ست.
در برابر چنين خواست هايی، دولت اسرائيل کوچکترين عقب نشينی از خود نشان نمی دهد (لوموند ۲۶ اوت). تازه، پس از قريب دو هفته اعتصاب غذا که گاه حتی آب و نمک هم از زندانيان دريغ کرده اند، و در نتيجهء فشارافکار عمومی و مقاومت زندانيان، تنها در زندان اشکلون (عسقلان) با دو خواست: يکی خودداری از جستجوی کامل بدن و ديگری امکان در آغوش گرفتن فرزندان (برای آنان که حق ملاقات دارند) موافقت شده و مذاکره ادامه دارد. موضع دولت اسرائيل همچنان همان موضع وقيحانه ای ست که وزير امنيت داخلی گفته بود: »آنقدر اعتصاب کنند که بميرند!«.
بايد کوشيد تا عدم توجه به خواست های اعتصاب غذا کنندگان باعث تکرار فاجعهء مرگ زندانيان نشود. از جمله نمونه های مشهور چنين جنايتی، يکی مرگ مبارز معروف ايرلندی، بابی ساندز، در زندان دولت انگليس در اوايل دههء ۱۹۸۰ است و ديگری مرگ دهها تن از زندانيان چپگرای ترک در زندانهای ترکيه در ۲۰۰۲ که به ويژه مورد اخير اعتراض چندانی هم در پی نداشت (رک. به لوموند ديپلوماتيک فوريه ۲۰۰۲ و سايت انديشه و پيکار: مقالهء اعتصاب غذای مرگبار در زندانهای ترکيه نوشتهء نديم گورسل).
ادامهء اعتصاب غذای زندانيان فلسطينی موج پشتيبانی وسيعی برانگيخته است و کميته های پشتيبانی متعدد چه در فلسطين و چه در خارج (از جمله در فرانسه) تشکيل شده است.
لوموند (۲۷ اوت) با مادران و پدران چند زندانی گفتگو کرده است. برخی از آنان گفته اند بيش از دو سال است که نتوانسته اند با فرزندشان تماس بگيرند. برخی ديگر هم گفته اند که تنها در روزهای محاکمه توانسته اند فرزندشان را از دور، لحظاتی ببينند. بگذريم که برخی از وکلای زندانيان از موکلان خود خبر ندارند
آرون گاندی، نوهء مهاتما گاندی به دعوت انجمنی که در مخالفت با کشيدن ديوارِ جداسازی (»ديوار ننگ«) تشکيل شده است، روز ۲۵ اوت به سرزمين های اشغالی وارد شد. وی در دوازدهمين روز اعتصاب غذا اعلام کرد که روز جمعه ۲۷ اوت »در همبستگی با زندانيان فلسطينی« روزه خواهد گرفت و از »همهء طرفداران صلح« در جهان خواست که آنها نيز چنين کنند.
در پاريس قريب پنجاه انجمن و حزب که از آرمان عادلانهء فلسطين جانبداری می کنند تجمع ها و موضع گيری های متعددی داشته اند. روز دوشنبه ۳۰ اوت با حضور برخی از شخصيت های اجتماعی دموکراتيک و سياسی چپ و سبزها تجمعی در
La fontaine des innocents
واقع در مرکز پاريس، از ساعت ۵ تا ۸ بعد از ظهر تشکيل می شود و روز ۴ سپتامبر قرار است تجمعی بزرگتر در ميدان باستيل در ساعت سه و نيم بعد از ظهر برگزار گردد.
برای اطلاع بيشتر می توان به سايت
www.europalestine.com
مراجعه کرد.
(تنظيم خبر برای انديشه و پيکار ۳۰ اوت ۲۰۰۴)
- توضیحات
- نوشته شده توسط پی ير باربانسه،
- دسته: فلسطین
تشکيلات خودگردان فلسطين با بحران سختی روربروست. بدنبال درگيری های غزه، فرستادهء ويژه اومانيته با مسئولين بريگادهای ابوريش و شهدای الاقصی ديدار کرده است.
از: پی ير باربانسه، فرستادهء مخصوص اومانيته از خان يونس، رفح (جنوب نوار غزه)
روزنامهء اومانيته (چاپ پاريس)، سه شنبه ۲۰ ژوئيه ۲۰۰۴
ترجمهء بهروز عارفی
نوار غزه از چند هفته، بلکه از چند ماه پيش، آبستن حوادث است.شرايط بد زندگی، خشم ناشی از سياست ويرانگر گستردهء اسرائيل و احساس محبوس بودن که مدام تحمل ناپذيرتر می شود، با هم جمع شده است.
دراين شرايط فقر بی نهايت، تحمل وضعيت زندگی برخی افراد مرفه تشکيلات خودگردان فلسطين بسيار سخت است. اين مقامات صاحب اتومبيل های قوی پر زرق و برق و ويلاهای عجيب و غريب بوده و به ريش مردم می خندند. البته، نه کليهء رهبران چنين وضعی دارند و نه همهء کارمندان فلسطينی چنين اند اما چند وصلهء ناجور مايهء بدنامی کل تشکيلات گشته است. سازمان های اسلام گرا ازچنين احساساتی بهره برداری می کنند. آنان در پوشش متون مذهبی از اين حالت سرخوردگی نسبت به سازمان آزاديبخش فلسطين و به ويژه الفتح در نوار غزه ، بهرهء سياسی می برند.
تهيه مقدمات عقب نشينی اسرائيل
اعلام عقب نشينی احتمالی اسرائيل در پايان سال ۲۰۰۵، تاريخی که در « نقشهء راه» (تهيه شده توسط «کوارتت» يعنی ايالات متحده، اتحاديهء اروپا، روسيه و سازمان ملل متحد) هم برای تشکيل دولت فلسطين پيش بينی شده بود، تنش های سياسی را تندتر می سازد. با اينکه گروه های اسلام گرا فعلا سکوت اختيارکرده اند، جناح های مختلف الفتح تلاش ميکنند از طريق گروه های متفاوتی که از آغاز انتفاضه در دسامبر ۲۰۰۰، کمابيش از آنان پشتيبانی کرده اند، سياست های خود را پيش ببرند. چند روزی است که اين تنش به وضوح قابل لمس است. بدنبال گروگان گيری چهار فرانسوی (دو زن ودومرد ) و نيز رئيس پليس فلسطين، غازی جبلی و يک افسر ديگر توسط گروه های مسلح مختلف، وابسته به بريگادهای ابوريش و بريگادهای شهدای جنين در نوار غزه، نيروهای امنيتی فلسطين به حال آماده باش درآمده اند.
تشکيل بريگادهای شهدای جنين، حاصل فعاليت کميته های مقاومت مردمی است. اگرچه اين گروگان ها خيلی زود آزاد شدند، مطالبات به قدرت خود باقی است. يکی از مسئولين گروه محمد نشلات اظهارداشت که « انگيزه ء ما از انجام اين عمليات، افشای فساد در تشکيلات دولتی فلسطين است که جبلی نمادی از آن است.» سرانجام رئيس تشکيلات خود گردان فلسطين برای آرام ساختن اذهان، جبلی را برکنار و ژنرال صائب العاجز را به رياست سرويس های پليسی نوار غزه منصوب کرد. اما علاوه برآن، وی پسرعموی خود موسی عرفات را نيز به رياست نيروهای امنيت ملی درآن ناحيه گماشت. گروه های مسلح، که خواهان اصلاحات واقعی هستند ، بااين تصميم ابراز مخالفت کردند. دوشنبه [۱۹ ژوئيه] و با يک چرخش صدوهشتاد درجه، عبدالرزاق مجايده به مسئوليت امنيت عمومی سرزميين های ساحل غربی و نوار غزه منصوب گشت. بدين ترتيب او بر موسی عرفات نيز که در رأس بخش امنيتی غزه ابقاء شده بود، نظارت خواهد داشت. دليل اين تصميم دو نکتهء زيراست: پاسخ به اعتراضات خيابانی فلسطينی ها که با قدرتمندتر شدن موسی عرفات مخالف اند و نيز آماده کردن زمينهء خروج اسرائيل از غزه. رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين به مردی پرقدرت نيازمنداست که پس از تخليهء غزه قادر به انجام وظيفهء شاق و ناخوشايند جلوگيری از وقوع هر حادثه ای باشد. شارون به طور نيمه رسمی اعلام کرده که با بروز کوچکترين حادثه ای دوباره در غزه مستقر خواهد شد. با وجود اين، بحران سياسی آشکار است. احمد قريع (ابوعلا) نخست وزير استعفا داد و شورای بحران مرکب از ۷ وزير تشکيل شد که بزودی با حضور ياسر عرفات جلسه خواهد داشت.
ملاقات با گروه های مسلح
بدين ترتيب، در روزهای آينده، غزه آرامش خود را احتمالا بازخواهديافت. اما مسئله ء لاينحل، فعاليت گروه های مسلح است که اطلاعات صحيحی دربارهء آنان در دست نيست و رسانه ها همواره از آن ها به عنوان « گروه های نزديک به الفتح ياسرعرفات» ياد می کنند. در خان يونس خبرنگار اومانيته موفق شد با سخنگوی بريگادهای ابوريش و بريگادهای شهدای الاقصی گفتگو کند. وی از مبارزين گروه مسلحی است که در انتفاضه اول فعال بود. پس از قراردادهای اسلو، در توافق با تشکيلات فلسطينی که پذيرفته بود که اين گروه ها را آرام کند، اين بريگاد که درآنزمان عقاب های الفتح ناميده ميشد، سلاح را به کناری نهاد. اما اسرائيلی ها به وعدهء خود وفا نکرده و رهبر آنها احمد ابوريش را در ۲۸ نوامبر ۱۹۹۳ به قتل رساندند. ازآن پس، اين گروه نام ابوريش را برخودنهاد.اين گروه تا آغاز انتفاضهء دوم در سپتامبر ۲۰۰۰، فعاليت چندانی نداشت. اکنون، اين گروه توسط عمار ابوسته اداره ميشود که « به دليل تعقيب اسرائيل کمتر تحرک دارد». ابو هارون، سی ساله، در آغاز شب در پستوئی با ما ملاقات کرد. فاصلهء ما با برج نگهبانی اسرائيلی ها کمتر از دويست متر بود و صدای رگبار مسلسل ها ونيز نور فشفشه های نورانی در آسمان دال بر نزديکی آن ها بود. او در زير نور شمع و دور يک سينی پر از چايی از عمليات بريگادهای ابوريش صحبت ميکرد. او مدعی بود که آن ها نخستين گروهی بودند که عليه اسرائيلی ها از گلولهء واقعی استفاده کردند. وی سپس، از درگيری های [بندر] «ايلات» و همکاری شان با حماس ياد کرد. وی تأکيد ميکرد که « ما عمدتا در ناحيهء خودمان فعاليت ميکنيم ولی اگر امکان ورود به اسرائيل داشتيم، می رويم.» ابو هارون ميگفت که گروه شان سوءقصدهای ديگری نيز انجام داده ولی سازمانهای اسلام گرا مسئوليت آنرا به عهده گرفته ان:. « هدف ما، مقاومت است نه صدور اطلاعيه». اگر آنها درآغاز به الفتح نزديک بودند، درحال حاضر خود را متعلق به « جريان اسلامی » می دانند.
او بی آن که مستقيما اعتراف نمايد، اذعان داشت که ربودن چهار فرانسوی اشتباه بوده است. او ميگفت : « ماتروريست نيستيم» و « ما برای مردم فرانسه احترام قائليم. ما هرگز نگفته ايم که فرانسوی ها دشمنان ما هستند. بلکه عکس آنرا گفته ايم». او پس از چند بار اظهار تأسف ادامه داد «دشمن درجهء اول ما اسرائيل است. اما ما ضد دزدانی که در درون تشکيلات خودگردان فلسطينی قرار دارند نيز هستيم» مطالبات آن ها بر سه نکته زير تکيه دارد: بازسازی خانه های ويران شده توسط اسرائيل در رفح، برکناری مسئولين فاسد و پيگيری سياستی واقعی برای ريشه کن کردن بيکاری، هرچند ما شاهد فعاليت اين گروه در صحنه و جنگ و گريزشان با اسرائيلی ها بوده ايم ولی نميتوانيم بدرستی قدرت شان را ارزيابی کنيم. ابوهارون ميگفت که هزار جنگجو دارند اما بر طبق اظهار برادر احمد ابوريش، به نام ابوقائد، که يک سال پيش، از اين بريگاد جدا شده است، آنان دارای ۷۰۰ مرد مسلح و نزديک به هفت هزار هوادار هستند. او که در اثر تحولات جديد گروه را ترک کرده نخواست توضيح بيشتری در اين مورد بدهد. وی در اوت ۲۰۰۳ در فهرست فلسطينی های تحت تعقيب اسرائيل جای ويژه ای داشت. او خود را بيش از هر زمان ديگر «سرباز مقاومت فلسطين» ميداند. با وجود اين ، او ربودن فرانسوی ها را محکوم کرده و ميگفت « خانوادهء ابوريش به خاطر اين اعمال عذرخواهی می کند.»
ما پادشاه را نخواهيم کشت
نمايندگان بريگادهای شهدای الاقصی در خان يونس، سياسی تر بنظر ميرسند و بويژه مستقيما در چارچوب الفتح فعاليت مينمايند. يکی ازآنها با اسم مستعار « ابوقاسم» هدف جنبش شان را چنين شرح ميداد: «ما گروه مسلحی هستيم برای آزادی غزه و ساحل غربی و پايتخت ما بيت المقدس خواهد بود» از سه روز پيش نام آنان بطور خاصی بر سر زبان هاست. آن ها با انتصاب موسی عرفات مخالف بوده و اورا « فاسدتر از مسئول قبلی» می دانند. آنان در به آتش کشبدن يک کلانتری وابسته به شهربانی در خان يونس ترديدی به خود راه ندادند.
روز يکشنبه (۱۸ ژوئيه)، در حاشيه يک تظاهرات آرام در رفح، به يک پاسگاه ديگر حمله کردند. درگيری ها بيش از شش ساعت طول کشيده بيست نفر از جمله سه پليس زخمی شدند. سروان جهاد ابوالعُلا به ما گفت : «در ساعت يک بامداد، آنان به ما اخطار کردند که ۵ دقيقه برای ترک محل وقت داريم، ما نپذيرفتيم و آن ها سه بار با آر پی جی تيراندازی کردند. خوشبختانه آسيبی وارد نيامد» ،... « نزديک ساعت سه، درگيريها قطع شد ولی حادثه در خاطر ما ثبت شده است. به هر حال، اين حمله نشان دهندهء ارادهء بريگادهای شهدای الاقصی است. ابو قاسم اضافه کرد: « ما ترجيح می دهيم از راه های دموکراتيک عمل کنيم. ولی گاهی اوقات بايد سلاح به دست گرفت. تسخير باستيل نمونهء خوبی ست. اما ما پادشاه را نخواهيم کشت. ما از عرفات مانند مردمک چشم خود مراقبت خواهيم کرد». مخاطب ما که آشکارا سنت شکن بود، با اطمينان در بارهء تصميمات رئيس دولت خودگردان فلسطين می گفت : « آن ها آيهء قرآن که نيستند، چرا نتوان آن ها را تغيير داد؟». با وجود اين، اوعقيده داشت که بايد در درون الفتح انتخابات انجام شود. « اما، اطرافيان او مايل به تغيير هيچ چيز نيستند. زيرا از منافع شان می ترسند». می پرسم آيا در تصميم خود راسخ هستيد؟ پاسخ داد : « ما تا ازميان رفتن فساد مبارزه ميکنيم و يک دولت دموکراتيک ايجاد خواهيم کرد. در اين رهگذر ، او اقداماتی را مثال زد که نخست وزير سابق ابومازن قصد انجامش را داشت، « نه مثل ابوعلاء که اصلا کاری نکرده است.»
در حال حاضر ، مسئلهء کليدی، سمت و سوئی است که دولت آيندهء فلسطين پيش خواهد گرفت و نيز ظرفيت آن در ادامهء حيات. اين امر بيش از جانشينی عرفات اهميت دارد که برای هميشه مظهر ملی فلسطين باقی خواهد ماند. البته آريل شارون هرچه در توان دارد برای جلوگيری از بحث متين و دموکراتيک به کار خواهد بست و به همين دليل است که ياسر عرفات را در ستادفرماندهی اش در رام الله محاصره کرده است.
- توضیحات
- نوشته شده توسط سايت انديشه و پيکار
- دسته: فلسطین
انجمن فرانسوی CAPJPO متشکل از يهوديان مترقی و دموکرات و ليست انتخاباتی Europalestine
اعلام کرده اند که از روز يکشنبه ۱۶ اوت زندانيان فلسطينی در اعتراض به اوضاع غير انسانی حاکم بر زندان های اسرائيل دست به اعتصاب غذا می زنند.
خبرهای منابع مطلع حاکی ست که اين اعتصاب غذا که فعلاَ ۱۵۰۰ زندانی را در ۴ زندان اسرائيل شامل می شود. اين بخشی ست از زندانيان فلسطينی که شمارشان به ۷۴۰۰ نفر می رسد. بقيه منتظر مانده اند که اگر اين اعتصاب به نتيجه نرسيد، آنها نيز از روز چهارشنبه ۱۸ اوت به اعتصاب بپيوندند. آنها در معرض تحقير و انواع شکنجه های روحی و جسمی قرار دارند. تلفن و روزنامه برايشان ممنوع است. نوجوانان زير سن قانونی را در زندانهای عمومی در کنار متهمان به قتل و دزدی و غيره زندانی می کنند تا مورد انواع اقدامات غير اخلاقی قرار گيرند.
امروز دوشنبه ۱۶ اوت سه هزار نفر در غزه و برخی ديگر از شهرهای فلسطينی دست به تظاهرات زده اند. مقامات زندان ده ها نفر از رهبران اعتصاب را به زندان های ديگر و زندان های انفرادی منتقل کرده اند و کليهء سلولها را از مواد غذائی و آب تخليه نموده اند تا مانع از ادامه و گسترش اعتصاب گردند. وزير امنيت داخلی اسرائيل اعلام کرده است که در برابر فشار زندانيان ايستادگی خواهد کرد و حتی اگر زندانيان در نتيجهء اعتصاب جانشان را از دست بدهند از سياست خود دست برنخواهد داشت. مأمورين زندان با برپا کردن بساط کباب و نان گرم و با پرکردن فضای زندان با بوی کباب و نان گرم کوشيده اند مقاومت زندانيان اعتصابی را درهم بشکنند.
انجمن های حمايت از زندانيان در غالب شهرهای فلسطينی برنامه هايی تنظيم کرده اند تا از عزيزان خود دفاع کنند. سازمان های مبارز ضد اشغال، چه اسلامی ها و چه ملی ها تلاش می کنند با بسيج و سازماندهی اعتراض و حتی عمليات نظامی عليه نيروهای دشمن به کمک زندانيان بشتابند. در بيروت ۲۰۰ نفر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد تحصن کرده اند...
ما همهء دوستداران حق و عدالت و مبارزان و دموکرات های ايرانی را به حمايت از اين اعتراض عادلانه فرا می خوانيم.
۱۶ اوت ۲۰۰۴
سايت انديشه و پيکار
www.peykarandeesh.org
برای اطلاع بيشتر می توان به سايت
www.europalestine.com
مراجعه کرد.


