جنبشهای اجتماعی
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: جنبشهای اجتماعی
بیانیه سوم شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
با اتحادمان دسیسههای پیمانکاران مفتخور علیه اعتصابمان را خنثی میکنیم
در حالیکه اعتصابات سراسری ما کارگران نفت با قدرت به جلو میرود، کارفرمایان و پیمانکاران مفتخور مرتبا به دنبال دسیسهگری و توطئه علیه ما هستند. بنا بر خبرها آنها نیز رایزنیهای سراسری خود را دارند تا برای عقب زدن اعتصاب ما کارگران هماهنگ کار کنند. ما هم بر سر خواستهایمان ایستادهایم. دستمزد هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد و میزان ردههای مختلف مزدی باید بنا بر تخصص کارگر و در هماهنگی با خود کارگران تعیین شود. دستمزدها باید بموقع پرداخت شوند و ۲۰ روز کار و ۱۰ روز مرخصی مطالبه فوری ماست. با این خواستها کاری میکنیم که دست پیمانکاران کوتاه شود و قوانین ویژه اقتصادی و پادگانی در محیطهای کارمان کنار زده شود.
همانطور که در بیانیه دوم اشاره کردیم یک توطئه کارفرمایان اخراجهاست. در برخی مناطق نفتی ما کارگران در محیط کار و خوابگاههایمان باقی ماندهایم تا مستقیما پیگیر مطالباتمان باشیم و اجازه ندهیم که در نبود ما کارفرمایان دسیسه گری کنند و دست به اخراج بزنند. همچنین بتوانیم با همکاران دیگرمان هم نظری و تصمیم گیری جمعی کنیم و هر جا که ممکن و لازم بود برای پیگیری خواستهایمان تجمعاتی داشته باشیم. اما کارفرمایان با قطع آب و غذا و دسترسی به سرویس برای رفتن به شهر و تهیه نیازهای غذایی مان دارند فشار میآورند که خوابگاهها را تخلیه کنیم. تا بعد در عدم حضور ما برای پیشبرد پروژههایشان نیروی جدید به کار گیرند.
در کنار این سیاست در جاهایی چون اورهال عسلویه به برخی کارگران فشار آوردهاند و گفتهاند بنا بر قانون شما باید کار ناتمام در پروژه را تمام کنید و بعد به اعتصاب بپیوندید وگرنه باید تسویه حساب کنید و اخراج هستید و به این ترتیب تلاش میکنند این کارگران را ازاعتصاب جدا کنند. کار دیگرشان در مراکز اعتصابی نفتی برگزاری جلسات از سوی مقاماتی از حکومت و امامجمعهها با کارگران است. از جمله در جاهایی خبر هست که از کارگران خواستهاند که برای گفتگو در مورد مشکلاتشان نمایندگانی تعیین کنند و بعد در این جلسات با گفتن اینکه حق شماست اعتصاب کنید و خواستار افزایش حقوقهایتان شوید. این تقصیر دولت نیست که سطح دستمزدها پایین است بلکه پیمانکاران فقط درصد بسیار کوچکی از پول دریافتی از دولت را به کارگر میدهند و باید حقتان را از آنها بگیرید، بطور ضمنی تهدید کردهاند که نباید تجمعی صورت گیرد و اگر تجمع شود موضوع از سطح مطالبهگری فراتر رفته و سیاسی میشود و تاکید اکیدشان بر پرهیز از کشاندن اعتراض به خیابان بوده است.
این خبرها نشانگر قدرت اعتصاب ما کارگران نفت است. جالب است در حالیکه در روزهای آغاز اعتصاب ما کارگران با نبود وسایل نقلیه برای رفتن به خانهها روبرو بودیم و بلیط نایاب بود. امروز اتوبوسهای بسیاری به مراکز نفتی در رفت و آمد هستند تا کارگران را انتقال دهند که مبادا با باقی ماندن کارگران در محل تجمعات اعتراضیای شکل گیرد.
این اخبار تاکیدی بر حفظ اتحاد و همبستگی سراسری ماست و در عین حال تاکید بر اینست که خواست بازگشت به کار کارگران اخراجی نفت را باید به لیست مطالباتمان اضافه کنیم.
باید در مقابل همه این تعرضات متحدانه بایستیم. اخبار توطئهگریهای کارفرمایان را وسیعا رسانهای کنیم و در برابر هر تعرضی سراسری بایستیم. اگر در جایی همکار ما را تحت عنوان اینکه باید کار خود را در پروژه تمام کند و بعد اعتصاب کند، تهدید به اخراج میکنند، باید پاسخ دوستان این باشد که اعتصاب ما سراسری است و ما به شرط و شروط شما تن نمیدهیم. و اگر اخراجمان کنید با اعتراض چندین هزار کارگر نفت که وارد اعتصاب شدهاند طرف خواهید بود.
همچنین باید قاطعانه اعلام کنیم که حتی اگر همه ما کارگران ناگزیر شویم که بخاطر نبود آب و برق و تسهیلات زیستی خوابگاهها را ترک و به خانههایمان برگردیم باز جمع خواهیم بود و از طریق گروههای خود در مدیای اجتماعی همچنان برای تصمیمگیری جمعی و پیگیری متحدانه مبارزاتمان خواهیم کوشید و اگر تا برج ۵ پاسخ نگیریم، مطمئنا در اشکالی گستردهتر اعتراض خود را به جلو خواهیم برد.
آخرین نکته اینکه باید کارگر اعتصابی آزاد باشد که در خوابگاه بماند یا محل را ترک و به خانه رود. از همین رو خوابگاهها باید از نظر آب، غذا و سیستمهای لازم بهداشتی و دستگاههای تهویه هوا و سرمایشی مجهز شوند و امکان اقامت کارگران در خوابگاهها فراهم شود.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۶ تیر ۱۴۰۰
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: جنبشهای اجتماعی
بیانیه شمارهی ۴ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
تشکیل شورای اسلامی خواست ما نيست!
دستمزد هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد
افرادی از کمپین ۲۰-۱۰ با تعدادی از مسئولان دولت ابراهیم رئیسی و از جمله با سعید جلیلی دیدار داشته و ظاهراً بر سر مسائل و مشکلات ما کارگران که صدای اعتراضمان از شرایط اسفناک زیستی و معیشتی که داریم بلند شده است بحث و گفتگو داشته اند.
به گفته یکی از افراد شرکت کننده در این جلسه قرار است در ابتدای کار دولت ابراهیم رئیسی جلسه دیگری بر سر همین موضوع با حضور وزرای کابینه وی برگزار شود و احتمال این را داده اند که اداره کار عسلویه با تغییراتی اساسی از زیر نظر پارس جنوبی خارج شود و به عنوان شورای اسلامی کار فعالیت نماید. بعد پالایشگاهها نیز از قوانین این تشکل “کارگری” تبعیت کنند. با این توجیه که به اصطلاح شورای اسلامیای که تشکیل میشود بتواند از کارگران در مقابل کارفرما و پیمانکار حمایت کند. تا همین جا معلوم شد که در این جلسه پشت پرده چه گذشته است.
از هم اکنون اعلام میکنیم که تشکیل شورای اسلامی و سرهم کردن هر نوع تشکلی تحت عنوان تشکل “مستقل” کارگری در هیات دولت اقدامی علیه ما کارگران بوده و جواب ما کارگران نیست. کارنامه شوراهای اسلامی و تشکلات دست سازی از این دست برای کارگران روشن است. اینها همواره ابزار کنترل ما کارگران و خدمت دهی به کارفرمایان بوده اند و خواهند بود. ۴۰ هزار نیروی حراست که در صنایع نفتی مستقر هستند بس نیست که شورای اسلامی را هم میخواهید به آن اضافه کنید.
ما کارگران نفت همانند همکارانمان در نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و دیگر مراکز کارگری قاطعانه اعلام میکنیم که به ایجاد شورای اسلامی در نفت تن نمیدهیم. شورای سازماندهی اعتراض تشکل مستقل و واقعی ما کارگران است و هر کارگری که امرش تشکل و اتحاد کارگری باشد باید تقویت کننده این تشکل و تشکلهایی از این نوع باشد. نه دنبالچه شورای اسلامی.
شورای سازماندهی اعتراض صدای ما کارگران نفت است و نماد اتحاد و همبستگی کارگران است. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت تا همین جا با استقبال خوبی در میان کارگران روبرو شده است. خواستها و مطالبات شورا علنا اعلام شده است و کارگران پاسخ میخواهند. شورایمان خواستها و مطالبات خود را صراحتا اعلام کرده و پاسخ میخواهیم. در اینجا یکبار دیگر این خواستها را اعلام میکنیم. کارگران بر ادامه اعتصاب تا افزایش فوری دستمزدها تاکید دارند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت،
۱۲ تیر ۱۴۰۰
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: جنبشهای اجتماعی
بیانیه شماره ۵ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
پاسخ ما به پیشنهادات پیمانکاران: پیشنهاد باید کتبی باشد، رسمی باشد، علنی باشد!
اعتصاب ادامه دارد…
در حالیکه اعتصاب دهها هزار نفر از همکاران پروژهای پیمانی ما در پتروشیمیهای، پالایشگاهها و مراکز مختلف نفتی ادامه دارد، پیمانکاران در اینجا و آنجا با پیشنهاداتی جلو آمده اند تا به اعتصاب کارگران خاتمه دهند. ما بخش هایی از کارگران پروژهای طی نشست هایی بر سر این موضوع به بحث نشستیم و شرایط ما برای بررسی و یا قبول هر گونه پیشنهادی اینست که رسمی و کتبی باشد و علنی اعلام گردد. ضمن اینکه باید قید شود که دستمزد کارگران هرماه بموقع و در سر موعد پرداخت شود. به این ترتیب این معیاری است در سطح سراسری که همه همکاران اعتصابی یکدست برخورد کنند . همکاران محترم! اعتصاب ما سراسری است و نباید اجازه دهیم که با پیشنهادات پراکنده در اینجا و آنجا خدشه ای به اعتصاب وارد شود. بعلاوه همراه با روشن شدن سطح دستمزدها و میزان افزایش آن و بیست روز کار و ده روز مرخصی که دو محور اصلی مطالبات ماست، باید تکلیف خواستهای دیگر ما و نحوه پاسخگویی به آنها نیز شفاف گردد. از جمله ما خواستار بازگشت به کار همکاران اخراجی و توقف اخراجها هستیم. همچنین حق همه کارگران در نفت است که از امکانات درمان رایگان در این صنعت برخوردار باشند و کیفیت آن قابل قبول و مطابق استانداردهای لازم باشد. خصوصا در این ایام اپیدمی کرونا این امر حیاتی است. از سوی دیگر کارگران بخش صنعتی نفت از جمله جوشکاران و رنگ کاران شدیدا در معرض آسیب های جسمی و جانی و بیماری هایی چون سرطان قرار دارند. باید استانداردهای ایمنی محیطهای کار فورا بالا رود و از جمله به تهویه های استاندارد هوا مجهز گردد . باید خوابگاهها و کمپهای زیستی ما کارگران در حد قابل قبول بهبود یابند. از نظر ما کارگران دولت در قبال وضعیت زندگی و کار کارگران مسئول است. وظیفه دولت است که اجازه ندهد پیمانکار چنین بساطی از چپاول و ظم و ستم را بر گرده کارگران تحمیل کند. باید بساط این ستمگران جمع شود. و قوانین ظالمانه مناطق ویژه اقتصادی برچیده گردد.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۱۳ تیر ۱۴۰۰
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: جنبشهای اجتماعی
بیانیه شماره شش شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
چند نکته مهم
با توجه به گستردگی و فرا گیر شدن اعتصاب، پیوستن اکثر مراکز کارگری به این اعتصاب و حمایت هایی که تا به حال از آن صورت گرفته، ما امروز در موقعیت بسیار خوبی برای رسیدن به بخش های مهمی از خواستهای خود قرار داریم. با اعتصابات گسترده ما تا همین جا فشار سنگینی بر روی پیمانکاران چپاولگر وارد شده است و کار به جایی رسیده است که منافع همه شان ایجاب میکند که زودتر اعتصاب تمام شود.
روشن است که باید در مورد نتیجه اعتصاب و رسیدن به خواستهایمان و اینکه در چه شرایطی پای مذاکره میرویم چاره جویی کنیم. ولی باید از هر اقدام عجولانه و پا پیش گذاری زود هنگام برای مذاکره، خود داری کرد.
خطر اصلی ای که اعتصاب سراسری ما را تهدید می کند ایجاد تفرقه و چند دستگی در میان کارگران و ناروشنی در نقشه کار مان است. کارفرمایان و مسئولین به انواع مختلف تلاش می کنند و یا خواهند کرد که در میان کارگران دو دستگی و یا چند دستگی به وجود بیاورند و سپس با دادن حداقل امتیاز به بخشی از کارگران و ترغیب آنان به بازگشت به سر کار، بخش بزرگی از ما را وادار به بازگشت به کار کنند. باید در مقابل آن هوشیار باشیم.
برخورد جمع ها و کسانی مانند اداره کنندگان گروه تلگرامی “کاریابی پایپینگ” و کانال مطالبه گری ارکان ثالث با ماکارگران مثل مثل برخورد فرمانده به سربازان است و به ما امر و نهی میکنند و به سهولت حاضرند که زمینه های پایان اعتصاب را با کمترین امتیاز گیری اعلام کنند. برای همین کمپین شان کمپین تخلیه سراسری محیطهای کار بود. میگویند با خانواده خوش بگذرانید و ما هستیم و به ما توکل کنید. هر جا هم بحثی از تجمع و اعتراض میشود مقابلش میایستند و خود فضا را امنیتی میکنند. ما باید بدانیم که دیگر توکل کردن بس است. باید خودمان تصمیم بگیریم. چنین جماعتی میخواهند همه چیز را توی مشت داشته باشند و هر کس حرف دیگری زد و نظری داد اسمش را میگذارند تفرقه و بدتر از آن اغتشاش. باید صراحتا بگوییم ما نماینده خود گمارده نداریم. نمایندگان هر بخش از ما توسط خود ما باید انتخاب شوند و در تصمیم گیری ها دخیل باشیم.
با توجه به اینکه کارگران اعتصابی در عسلویه و کنگان، کمپها را ترک کرده اند، انتخاب نماینده و یا مجمع نمایندگان از سوی کارگران برای مذاکره با کارفرمایان در محل ممکن نیست. فورا در این مناطق گروههای تلگرامی خود را درست کنیم و کاندید بدهیم و هر کس خودش کاندید شود و نمایندگان خود را انتخاب کنیم. این حق ماست. جمع شدن در یک گروه و صحبت کردن بر سر خواستهایمان و انتخاب نمایندگان واقعی خود کار خلافی نیست و این حقماست و باید دست به کارآن بشویم تا بتوانیم خواستهایمان را پیگیری کنیم.
یک راه حل برای حفظ اتحاد تعیین خواستهای واحد است که هر جا مذاکره ای شد به کمتر از آن رضایت ندهیم و الگویی سراسری برای همه بخشها باشد. ضمن اینکه همین الان در گام نخست می توان کارفرمایان را زیر فشار قرار داد که موضع خود را نسبت به خواستهای کارگران با شفافیت و بطور کتبی و علنی اعلام کنند (همانطور که در بیانیه ۵ شورای سازماندهی گفته شده ). بر اساس آن ما هم تصمیم متحد خودمان را اعلام خواهیم کرد.
ما مذاکرات پشت پرده و از بالای سر کارگران را قبول نمیکنیم و به رسمیت نمی شناسیم . تصمیمات گرفته شده بین مذاکره کنندگان و کارفرمایان و پیمانکاران در صورتی رسمیت پیدا میکند که به اطلاع کارگران رسانده شود و مورد تایید آنها قرار گیرد.
اولین مذاکرات و یا توافق و یا تصمیم گیری احتمالی بین کارگران و کارفرمایان در چند شرکت پیمانکاری مهم هستند و میتواند مبنایی برای مذاکرات در شرکت های دیگر نیز باشد. بنابراین در این مورد باید دقت کرد. چون با اعلام اولین توافقات بصورت علنی و احتمالا بازگشت به کار کارگران در این شرکت ها، عملا مسیر و سر نوشت اعتصاب تعیین میشود و این توافقات برای باقی شرکت ها الگو خواهد بود. بسیار مهم است که در این مورد ابتکار عمل را به دست بگیریم و سعی کنیم خواستهای اولیه وفوری خود را به روشنی و بطور شفاف اعلام و مبنای مذاکره با پیمانکاران قرار دهیم.
– افزایش دستمزدها بر اساس ارقام پیشنهادی ما برای ردههای مختلف تخصصی و اینکه هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون مزد بگیرد، دائمی شدن قراردادهای کاری و داشتن امنیت شغلی، پرداخت بموقع دستمزدها در هر ماه، ایمن شدن محیطهای کار و تجهیز مراکز کاری وکمپ ها به دستگاههای تهویه هوا، بهبود اساسی وضعیت کمپها و اماکن عمومی دیگر همچون دستشویی ها و حمام ها و اختصاص غذا خوری مناسب برای کارگران در تمام کمپها ، ایجاد امکانات درمانی در محیطهای کار و برخورداری کارگران از بیمه درمان رایگان، خطوط پایه ای توافقات سراسری ما کارگران در مذاکراتمان خواهد بود. خواست اساسی ما برچیده شدن بساط پیمانکاران و لغو قوانین برده وار مناطق ویژه اقتصادی است و تحمیل این مطالبات به معنای زیر فشار قرار دادن پیمانکاران و ایجاد زمینه برای برچیده شدن بساط آنهاست. ما با پافشاری بر خواستهایمان میتوانیم عرصه را بر پیمانکاران تنگ کنیم و اعلام میکنیم که همین امروز دولت باید ناظر اجرای همه توافقاتی باشد که در مذاکرات با کارفرمایان صورت میگیرد.
ما اعلام میکنیم که همین امروز دولت باید ناظر و تضمین کننده اجرای همه توافقاتی باشد که در مذاکرات با کارفرمایان صورت میگیرد.
کانال شورای سازماندهی اعتراضات محلی برای بحث و گفتگو در مورد چگونگی مذاکره و چگونگی انتخاب نمایندگان برای وارد شدن به مذاکره میتواند باشد. هر نظری دارید برای این کانال بفرستید . این کانال را به دوستان خود معرفی کنید وعضو آن شوید. در عین حال در همه جا شبکه های خود را ایجاد کنید تا در این شبکه ها بطور مرتب در مورد چگونگی پیگیری اعتراضاتمان همفکری و بحث کنیم.
درپایان از همه کارگران و تشکلها و همه مردمی که از اعتراضات و خواستهای بحق ما پشتیبانی کردند سپاسگزاری میکنیم. یک وظیفه فوری ما همکاری گام به گام با هر تشکل و نهادی است که در راستای منافع کارگران اعتصابی و سراسری کردن این اعتصاب هستند. تاکید ما بر اتحاد و همبستگی کارگری است. به امید پیروزی
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۱۷ تیر ۱۴۰۰
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: جنبشهای اجتماعی
- توضیحات
- نوشته شده توسط گزارش از: نثار
- دسته: جنبشهای اجتماعی
گزارشِ گفتوگو با یک کارگر پیمانی در عسلویه:
از خانه تا خوابگاه،
از کارخانه تا اعتصاب
در اتاقهای ده، پانزده متری که استراحتگاهِ ده نفر است با یک کولر پنجرهای ۱۹ هزارِ کم رمق که سر و صدایش شبیه قطار است و خواب را میان بوی نا و عرق مختل میکند روزگار میگذرانند.
- توضیحات
- نوشته شده توسط گزارش از: نثار
- دسته: جنبشهای اجتماعی
گزارشِ گفتوگو با یک کارگر پیمانی در عسلویه:
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: فلسطین
میلیونها سند که نسلهایی از رنج و تروما را ثبت میکنند،
در عملیات دهماههٔ آنروا از غزه و اورشلیم شرقی نجات داده شدند
جیسون برک - خبرنگار بینالمللی امور امنیتی
گاردین- پنجشنبه ۱۴ ماهمه ۲۰۲۶
با مقدمهی از اندیشه و پیکار: اونروا و اهمیت آن در حفظ و ثبت "تاریخ" فلسطین
در تاریخ ۱۴ ماهمه ۲۰۲۶ روزنامه بریتانیایی گاردین پرده از عملیاتی مخفی برداشت که بیش از ده ماه بود از جانب اونروا جریان داشت. هدف این عملیات، جلوگیری از نابودیِ تمامی اسناد بایگانیشده توسط این نهاد سازمان ملل و انتقال آنها به خارج از اسرائیل بود.
اونروا یا " آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاورنزدیک" در سال ۱۹۴۸ در پیِ اخراج هشتصد هزار فلسطینی از وطنشان تاسیس شد یعنی درست پس از اشغال آنْ توسط آنچه دولت اسرائیل نام گرفت. این آوارگان که ۷۵ در صد کل جمعیت فلسطین را تشکیل میدادند به حداقل خدمات اجتماعی چون تغذیه، مسکن، آموزش و پرورشِ، درمان و بهداشت و... نیاز داشتند و این وظیفه را اونروا به عهده گرفت؛ این سازمان میبایست فهرستی دقیق و کامل از این افراد تهیه کرده و بهروز نگه دارد تا بتواند مطابق با آن به کمک پناهندگان بیاید. در نتیجهْ انجام این وظیفه دشوار به اونروا امکان میداد بهطور دقیقی پیشینه پناهندگان را از ۱۹۴۸ تا کنون در اختیار داشته باشد. نیازهای مالی این سازمان هم از طریق پرداخت داوطلبانه کشورهای عضو سازمان ملل برآورده میشود.
در طول این ۷۸ سال اسرائیل دائما و به بهانههای مختلف در کارکرد اونروا اختلال ایجاد کرده و تلاش میکند به فعالیت این سازمان در کمک رسانی پایان دهد.
امروزه اهمیت اصلی اونروا گذشته از اینکه رگ حیاتی فلسطینیان در غزه و سرزمینهای اشغالی است، محفوظ داشتن حافظه تاریخی آنهاست. آمار و اسناد اونروا نه تنها بیان عینی "فاجعه"ای است که بر سر فلسطینیان آمده، بلکه در عین حال امکان این را فراهم میکند که آوارگان و بازماندگان ایشان که درواقع پناهنده محسوب میشوند بتوانند روزی از حق بازگشت یا غرامت برخوردار شوند.
با حذف و اخراج اونروا اسرائیل در واقع تلاش میکند نه تنها به نسلکشی و نابودی فیزیکی فلسطینیان ادامه دهد بلکه برآناست که هرگونه اثر تاریخی را از اذهان پاک کند. پس حفظ این اسناد و ثبت آنها تلاشیست در جهت پاسداری و اثبات یکی از بزرگترین جنایات تاریخ.
از اینرو برآن شدیم تا این گزارش را در اختیار خوانندگان بگذاریم.
۲۵ ماهمه ۲۰۲۶- اندیشه و پیکار
نوشته گاردین:
سفر از اورشلیم شرقی به اَمّان در حالت عادی باید آسان میبود: رانندگی کوتاهی تا دریای مرده، عبور از گذرگاه مرزی و سپس رسیدن سریع به پایتخت اردن.
اما در اوایل تابستان ۲۰۲۴، این مسیر برای کارکنان بشردوستانهٔ آنروا (آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی) تقریباً به مانعی غیرقابل عبور تبدیل شده بود؛ زمانی که میکوشیدند حجم عظیمی از اسناد آرشیوی را که برای دههها تاریخ معاصر فلسطین اهمیتی حیاتی داشت، نجات دهند.
عملیات دهماهه برای نجات آرشیوهای نگهداریشدهٔ آنروا در غزه و اورشلیم شرقی به مراحل پایانی خود نزدیک میشد. این تلاش بسیار حساس و گاه خطرناک بود. دهها نفر از کارکنان آنروا را در دستکم چهار کشور مختلف درگیر کرده بود؛ از سفرهای پرخطر برای بیرون آوردن اسناد زیر بمباران گرفته تا مقاماتی که پاکتهای بدون علامت را با دقت وارد مصر میکردند، و جعبههای ارزشمندی که با هواپیماهای نظامی به مکانی امن منتقل میشدند.
اما زمان دیگر رو به پایان بود. مجتمع گستردهٔ آنروا در اورشلیم شرقی به کانون تلاش سازمانیافتهٔ اسرائیل برای اخراج این نهاد تبدیل شده بود وهمچنین هدف گروههای راستگرا قرار داشت. اهمیت آرشیوهای آنروا ــ که بخش بزرگی از آن تجربههای فلسطینیان را هنگام فرار یا راندهشدن از خانههایشان در جنگهایی که به تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸ انجامید ثبت میکرد ــ کاملاً روشن بود.
راجر هرن، مقام ارشد آنروا که بر این عملیات نظارت داشت، میگوید: "نابودی این اسناد فاجعهبار میبود... اگر روزی راهحلی عادلانه و پایدار برای این مناقشه پیدا شود، این تنها مدرکی است که مردم میتوانند با آن نشان دهند زمانی فلسطینیانی در مکانی مشخص زندگی میکردند".
چنین تلاشهای مخفیانهای هرگز قرار نبود وظیفهٔ آنروا باشد؛ نهادی که در سال ۱۹۴۹ برای ارائهٔ خدمات درمانی، غذا و آموزش به حدود ۷۵۰ هزار پناهندهٔ فلسطینی تأسیس شد.
در آغاز جنگ غزه ــ که پس از حملهٔ غافلگیرکنندهٔ حماس به اسرائیل آغاز شد و ۱۲۰۰ کشته، عمدتاً غیرنظامی، بر جای گذاشت ــ آرشیوهای این سازمان در کشورهای مختلف خاورمیانه که آنروا در آنها فعالیت میکند پراکنده بودند. در جعبههای خاکگرفتهٔ مجتمع آنروا در شهر غزه، کارتهای اصلی ثبتنام پناهندگان فلسطینی که در ۱۹۴۸ به غزه پناه آورده بودند نگهداری میشد، همراه با گواهیهای تولد، ازدواج و مرگ که نسلها قدمت داشتند. این اسناد میتوانستند به فلسطینیانی که نیاکانشان مجبور به ترک خانههایشان شده بودند کمک کنند ریشههای خانوادگی خود را در سرزمینی که بعداً اسرائیل شد، پیگیری کنند. با وجود تلاشهای پیشین برای اسکن اسناد، صدها هزار مدرک تاریخی تا سال ۲۰۲۳ تنها به شکل کاغذی باقی مانده بودند و در برابر آتش، سیل یا نابودی عمدی آسیبپذیر بودند.
ژانپیر فیلیو، استاد مطالعات خاورمیانه در مؤسسهٔ علوم سیاسی پاریس که در طول جنگ از غزه بازدید کرده بود، این اسناد را "برای تجربهٔ فلسطینیان حیاتی" توصیف کرد. بنابر گفته او: "شهادتهایی دربارهٔ اینکه مردم چگونه در ۱۹۴۸ مجبور به فرار شدند، از کجا آمده بودند، اموالشان کجا بود و چه چیزهایی نابود شد، در این اسناد وجود دارد. دویست هزار نفر بین ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ از سراسر فلسطین به غزه آمدند".
اسرائیل دهههاست که با آنروا خصومت دارد و این نهاد را متهم میکند که با اعطای وضعیت پناهندگی به فرزندان آوارگان اولیه، امید فلسطینیان برای بازگشت به خانههای اصلیشان را زنده نگه میدارد. اسرائیل همچنین بارها آنروا را متهم کرده که در مدارسش از کتابهای درسی استفاده میکند که دیدگاههای ضداسرائیلی و یهودستیزانه را ترویج میکنند. پس از حملهٔ حماس در ۲۰۲۳، اسرائیل مدعی شد کارکنانی از آنروا در غزه در این حمله مشارکت داشتهاند. این سازمان بعدها پس از یک تحقیق، ۹ نفر از کارکنانش را اخراج کرد.
مرحلهٔ نخست عملیات نجات اسناد، نمایشی و خطرناک بود. چند روز پس از حملهٔ نیروهای اسرائیلی به غزه، اسرائیل دستور تخلیهٔ دفاتر آنروا در شهر غزه را صادر کرد. کارکنان بینالمللی ظرف چند ساعت آنجا را ترک کردند و نتوانستند آرشیوهای حیاتی را با خود ببرند.
سام رز، مدیر موقت امور آنروا در غزه، میگوید: "این خطر واقعی وجود داشت که اسرائیلیها وارد شوند و آنها را نابود کنند، یا اینکه در آتشسوزی، انفجار یا هر چیز دیگری از بین بروند".
تنها چند ماه پیش از آن، سیستم دیجیتال ثبتنام آنروا پس از یک حملهٔ سایبری موقتاً از کار افتاده بود و نگرانی گستردهای وجود داشت که حملهٔ سایبری دیگری بتواند سرورهای اسنادی را که قبلاً اسکن شده بودند نیز نابود کند.
هرن میگوید: "دورهای بسیار خطرناک بود؛ هر روز با حملات سایبری فراوانی روبهرو بودیم و واقعاً میترسیدیم هم اصل اسناد نابود شوند و هم نسخههای دیجیتالیای که تهیه کرده بودیم. آن وقت همهچیز برای همیشه از بین میرفت".
با وجود ادامهٔ حملات هوایی و گلولهباران در یکی از مرگبارترین مراحل تهاجم بیوقفهٔ اسرائیل ــ که بیش از ۷۰ هزار کشته، عمدتاً غیرنظامی، بر جای گذاشت ــ گروه کوچکی از مسئولان آنروا با وانتهای کرایهای به مجتمع گستردهٔ این سازمان در شهر غزه بازگشتند. آنها در سه سفر اسناد را به انبار مواد غذایی در رفح، در مرز مصر، منتقل کردند. اما قاهره اجازه نمیداد آرشیوها بدون مشورت با اسرائیل از غزه خارج شوند. مسئولان آنروا مطمئن بودند که مقامهای اسرائیلی فوراً اهمیت این اسناد را درک خواهند کرد و آنها را ضبط یا مانع خروجشان خواهند شد. در سال ۱۹۸۲، هنگامی که اسرائیل به لبنان حمله کرد، ارتش این کشور آرشیوهای سازمان آزادیبخش فلسطین را از دفاتر آن در بیروت خارج کرده بود.
در عوض، مسئولان آنروا که گذرنامههای بینالمللی داشتند مأمور شدند اسناد را بدون جلب توجه از غزه خارج کنند. طبق گفته رز: "اگر کسی در مرز متوقف میشد، فقط میگفت اسناد اداری حمل میکند. حجم عظیمی از مدارک باید خارج میشد. همه داشتند مقداری از اسناد را با خود حمل میکردند".
در شش ماه بعد، اسناد در مصر جمعآوری شد و سپس توسط یک مؤسسهٔ خیریهٔ اردنی، با هواپیماهای نظامی اردن که پس از رساندن کمک به غزه به اَمّان بازمیگشتند، منتقل شد. آخرین محموله تنها دو هفته پیش از آن خارج شد که تانکهای اسرائیلی رفح را تصرف کردند و راه خروج را به طور کامل بستند. اما هنوز مجموعهٔ دیگری از اسناد بسیار مهم در مجتمع آنروا در اورشلیم شرقی باقی مانده بود که آنها نیز نیاز فوری به نجات داشتند.
تنها چند هفته پس از آغاز جنگ دوساله، اسرائیل اتهامهای خود علیه آنروا مبنی بر همکاری با حماس را تشدید کرد و کارزار ایجاد مانع و آزار علیه این نهاد را آغاز نمود. تا اوایل ۲۰۲۴، مجتمع اورشلیم شرقی هدف اعتراضها و چندین حملهٔ آتشافروزانه قرار گرفت که خسارات گستردهای به بار آورد. تلاشها برای اخراج آنروا شتاب میگرفت. رز میگوید: "در اورشلیم شرقی ماهها هشدار دریافت میکردیم که دسترسیمان به دفاتر را از دست خواهیم داد".
تلاشها برای متقاعد کردن نمایندگیهای دیپلماتیک همبسته جهت نگهداری آرشیوها بینتیجه ماند. بنابراین، با نزدیک شدن پایان فرصت، این اسناد نیز توسط کارکنان خارج و طی چند ماه بهطور مخفیانه منتقل شدند تا سرانجام به دفاتر آنروا در اردن رسیدند. در ژانویهٔ ۲۰۲۵، قوانین جدید اسرائیل فعالیت این نهاد را در اسرائیل و سرزمینهای اشغالی فلسطین ممنوع کرد.
در اَمّان، تلاش گستردهٔ تازهای برای دیجیتالیکردن اسناد آغاز شد. بیش از ۵۰ نفر از کارکنان آنروا، عمدتاً با بودجهٔ لوکزامبورگ، در زیرزمینی شلوغ و تنگ بهصورت دستی میلیونها مدرک را اسکن کردند؛ از کارتهای ثبتنام پناهندگان تا شمار عظیمی از اسناد دیگر.
فیلیو میگوید: "اکنون آرشیوها از فلسطین خارج شدهاند، اما دستکم محافظت میشوند".
اکنون که نزدیک به ۳۰ میلیون سند دیجیتالی شدهاند، آنروا قصد دارد بتواند برای هر پناهندهٔ فلسطینی شجرهنامهٔ خانوادگی و همهٔ اسناد پشتیبان را فراهم کند و همچنین نقشههایی از الگوهای آوارگی در ۱۹۴۸ بسازد. این آرشیوها درک بهتری از رویدادهای مورد مناقشهٔ پیرامون اخراج و فرار حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی در آن دوران نیز فراهم خواهند کرد. مسئولان تخمین میزنند این کار دستکم دو سال دیگر طول بکشد.
دکتر آن ایرفن، تاریخدان خاورمیانهٔ مدرن در کالج دانشگاهی لندن و نویسندهٔ کتاب تازهمنتشرشدهٔ "تاریخ کوتاه نوار غزه"، معتقد است این اسناد ثبت حیاتی تاریخ ملی فلسطینیان را تشکیل میدهند. به گفته او: "فلسطینیان مردمی بدون دولت هستند و آرشیو ملی کاملاً یکپارچهای ندارند... به همین دلیل آرشیو آنروا برای آنها اهمیتی ویژه دارد". ایرفن به گاردین گفت آرشیوهای دیجیتالیشده راههای گوناگونی برای پژوهش دربارهٔ تجربهٔ پناهندگان فلسطینی، نقش سازمان ملل، جامعهٔ بینالمللی و عناصر بنیادین سیاست خاورمیانه در هشتاد سال گذشته میگشاید. او افزود: "این تاریخی عمیقاً مورد مناقشه است؛ تاریخی که میتواند پیامدهای بسیار واقعی برای زمان حال داشته باشد".

